طنزوبامزه
جمعه 5 اسفند 1390برچسب:, :: 1:30 AM ::  نويسنده : soheil sharifi



پنج شنبه 4 اسفند 1390برچسب:, :: 11:51 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

عبید زاکانی در رساله دلگشا از فواید پس گردنی می نویسد:
پس گردنی فضیلتش آن است که حسن خلق می آورد،
خمار از سر به در می کند،
بد رامان را رام می سازد،
ترش رویان را منبسط می سازد،
دیگران را می خنداند،
خواب از چشم می رباید و رگ های گردن را استوار می سازد.



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 11:4 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

نجابت این منو کشته



ادامه مطلب ...


چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 11:0 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد….
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…..
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
ـ یک نگاه حتی ـ حرامم باد !
اگر تو عاشق من نباشی ...



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 10:53 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 10:51 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 10:50 PM ::  نويسنده : soheil sharifi
چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 10:30 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 10:29 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 10:1 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

مـــــــــــــرد است دیگر...

گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..

غرورش آسمان و دلش دریاست...

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟...

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 9:55 PM ::  نويسنده : soheil sharifi
چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 9:53 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 9:36 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



سه شنبه 2 اسفند 1390برچسب:, :: 11:7 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

یك خانم روسی و یك آقای آمریکایی با هم ازدواج كردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز كردند .طفلكی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار كند.

یك روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین كرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد.

روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست كه سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش را باز كرد و به سینه خودش اشاره كرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد.

روز سوم خانم ، طفلك می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا كند تا این یكی را به فروشنده نشان بدهد. این بود كه شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد!!! ............

.

.

.
 



ادامه مطلب ...


دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:, :: 11:29 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

دخترها دوست دارند بشنوند...
1. تعریف و تمجید

2. تعریف و تمجید

3. تعریف و تمجید

4. تعریف و تمجید

5. و تعریف و تمجیدهای بیشتر

همه دخترها دوست دارند از آنها تعریف شود، البته به روش درست و در زمان مناسب و توسط فرد مناسب. به او توجه کنید، صادق باشید و حرف دلتان را بزنید. و یادتان باشد
که
آنرا زیاد تکرار نکنید.



دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:, :: 11:25 PM ::  نويسنده : soheil sharifi
دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:, :: 11:14 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

به نوک بینی این دختر خوشگل فقط 30 ثانیه خیره شوید !!!
سپس بر روی یک دیوار مدام پلک بزنید.
چه خواهید دید



یک شنبه 30 بهمن 1390برچسب:, :: 11:36 AM ::  نويسنده : soheil sharifi

شیخ به پاره ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز در بیابان معتکف بشدندی، مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟ شیخ فرمود آری یک ساعت استفاده از اینترنت پر سرعت ایران مریدان همی نعره ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی



شنبه 29 بهمن 1390برچسب:, :: 9:55 PM ::  نويسنده : soheil sharifi
شنبه 29 بهمن 1390برچسب:, :: 9:48 PM ::  نويسنده : soheil sharifi
شنبه 29 بهمن 1390برچسب:, :: 11:50 AM ::  نويسنده : soheil sharifi
جمعه 28 بهمن 1390برچسب:, :: 8:19 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



جمعه 28 بهمن 1390برچسب:, :: 8:7 PM ::  نويسنده : soheil sharifi



جمعه 28 بهمن 1390برچسب:, :: 7:44 PM ::  نويسنده : soheil sharifi

گضنفر جان سلام!
ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.
اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که
اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس
که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماندوقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم.
پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته.
ما هم 10 کيلومتراينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي
پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس
قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده
که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد.غضنفر
اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا
برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران
نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده.



ادامه مطلب ...


 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب